خانم فاطمه دانشور
مدیرعامل شرکت صنعتی سپهرآسیا و مدیرعامل موسسه خیریه مهرآفرین
از سال 1382 همسرم را به شروع یک فعالیت تجاری مشترک تشویق کردم. سابق بر این وی مشاور شهرداری تبریز سال 82 بود و من شکستخورده مالی از موضوعات کوچک تجاری بودم. بالاخره توانستم این انگیزه را در همسرم ایجاد کنم که بهطور مشترک شرکتی ثبت نموده و کار تجارت انجام دهیم و خود برای این موضوع پیشقدم شدم و دفتری مبله در خیابان میرزای شیرازی تهران اجاره نمودم و مبلغ 20میلیون تومان وام گرفتم و همسرم را غافلگیر کردم وقتی وی دید من بسیار مصمم و جدی هستم موافقت نمود و تصمیم گرفتیم با هم و در کنار هم حرکت کنیم. پس شرکتی مشترک ثبت کردیم به نام سپهرآسیا و من به علاقه خود مدیرعامل شرکت شدم البته سهامدار هم بودم و سهام من از سهام همسرم بیشتر بود. از دوستان همدانشگاهی خودم که بسیار فعال و علاقمند بودند 3 نفر استخدام کردم تا دائماً بازارهای چین و ایران را مطالعه نمایند. یادم می آید سال 82 و 83 را بسیار سخت کار کردیم به اتفاق همسرم هردو ساعت 8 صبح سرکار بودیم و تا ساعت 11 شب کار میکردیم، کارمندان ساعت 5 تعطیل میشدند و ما از ساعت 5 تا 11 شب به جلسات پیدرپی با نفرات خارجی مرتبط با موضوع می گذاشتیم(نفرات مرتبط با موضوع تجاری در دست مطالعه در داخل ایران). موضوع واردات ماشینآلات مواد معدنی، نخ و پارچه، پوشاک، ابزار و یراق و .... همه را مطالعه کردیم. در نمایشگاههای خارجی حضور یافتیم از کارخانجات خارجی از خطوط تولید دیدن کردیم. دوستان خوب چینی پیدا کردیم، آنها را فعال کردیم. ولی هربار خواستیم در ایران برای هر کدام از این موضوعات قراردادی ببندیم و شروع به فعالیت عملی کنیم با مشکل انجام نشدن مواجه شدیم آن هم به علت رفتار تجاری غلط ایرانیان مثلاً دروغ میگفتند ما این دستگاهها و یا این خط تولید را با این مشخصات می خواهیم، قرارداد هم می بستند ولی موقع گشایش L/C مشخص میشد طرف مقابل فقط قصد گرفتن اطلاعات داشته و دیگر هیچ و ما فقط زمان از دست داده ایم. این وضعیت به کرات تکرار میشد. تجربیات آن سالها به من میگوید تجارت واسطه ای بینتیجه است همینطور نفراتی که واقعاً کننده کار هستند خودشان اقدام به واردات کالای موردنیاز خود می کنند تصمیم گرفتیم برعکس رفتار کنیم قابل ذکر است در این دو سال چیزی جز زیان عایدم نشد.
تصمیم گرفتم برروی اقلام صادراتی مطالعه کنیم درپی این مطالعات متوجه شدیم که بحث صادرات مواد معدنی در ایران جای کار دارد همانطور که میدانید معدن داری یکی از مشاغل سخت، پرریسک و بسیار پرهزینه بر در مراحل اولیه میباشد که معمولاً اکثر سرمایهگزاران و کسانی که علاقمند راهاندازی واحدهای تولیدی میباشند علاقه ای به سرمایهگذاری در مقوله پرریسک و پرخطر معدن را ندارد. برای مثال یک معدن حتی با تمامی مطالعات علمی و پرهزینه در مراحل اولیه، هیچ تضمینی برای بازگشت سرمایه اولیه ندارد. با این وجود تصمیم گرفتیم تمامی وقت خود را روی معدن بگذاریم. دائماً به سازمان صنایع و معادن رفتو آمد میکردم و از طریق کارشناسان مربوطه معادن فعال را پرسو جو می کردم از طرفی هم مطالعه من بر روی وضعیت بازار مواد معدنی در چین میگفت من باید به دنبال معادن سنگ آهن، کرومیت، منگنز باشم بدلایل مطالعاتی که انجام دادم وضعیت سنگ آهن از دو ماه دیگر بهتر بود هم نوسانات قیمتی کمتری داشت هم معادن سنگ آهن در ایران در دسترستر بود.
با صاحبان معادن خصوصی شروع به مذاکره نمودیم که نتیجه مذاکرات منجر به همکاری به چند معدندار شد. معدن دارها با مشکلات تکنیکی زیادی مواجه بودند ازنظر کیفیت، کمیت و برنامه زمانبندی تولید، با وضعیت تولید آنها نمیشد بر روی صادرات آن برنامه ریزی کرد. چون مطابق قراردادهای بینالمللی کالا باید با مشخصات قرارداد با تناژ مشخص در زمانبندی منظم تحویل میگردید و معدندارها به لحاظ کم سوادی و بومی بودن از این مفاهیم بیاطلاع بودند. مجبور شدیم خود را وارد مباحث تولید کنیم و برنامه تولید، سرمایه گذاری مالی و حمل و نقل یکی از این معادن را با توافق معدن دار به عهده گرفتیم موارد فوق پس از 6 ماه سفر و هزینه کردن به بیابانهای استان کرمان اتفاق افتاد.
تا این که کم کم توانستیم یک محموله 40,000 تنی را مطابق درخواست مشتری تولید و به بندر حمل و سوار کشتی نموده و بطور CFR بفروش برسانیم. اولین تجربه صادرات شرکت سپهرآسیا دیماه 1384 اتفاق افتاد که بسیار موفق بود. و شرکت سپهرآسیا یک شرکت تجاری معدنی شد که هم تولیدکننده موادمعدنی بالاخص موادمعدنی فلزی و هم صادرکننده آن شد. سپهرآسیا درحال حاضر 3 معدن فعال در استان های کرمان، زنجان، و سمنان دارد. امتیاز بارز معدن نسبت به کارخانجات صنعتی و کشاورزی میتواند این باشد که بیشتر معادن قابل بهره برداری در مناطق جنوبی و مرکزی ایران قرار گرفتند که معمولاً بدور از خدمات و نیازهای اولیه واحدهای صنعتی و کشاورزی میباشد مانند آب، برق، گاز، جاده که فعال نمودن این معادن تأثیر بسزایی در رفع مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی جمعیت آن منطقه دارد یعنی معدن و بهره برداری از آن یکی از موارد بارز اشتغالزایی و کارآفرینی در مناطق محروم است. ما در سه معدن فعال خود که بزرگترین آن در استان کرمان واقع است بطور مستقیم 100 نفر و غیرمستقیم مانند پیمانکاران تولید، حمل و نقل سیبزمینی برای بیش از 500 نفر کارآفرینی کرده ایم که البته قسمت استخراج، تولید و فرآوری ماده معدنی است و دپارتمان صادرات و بازرگانی شرکت بعنوان یک واحد مجزا 16 نفر نیروی متخصص مشغول به کار هستند.
واحد
بازرگانی شرکت در راستای اعتلای سیاست اقتصادی دولت مبنی بر توسعه صادرات غیرنفتی
و کمک به اقتصاد غیر متکی بر نفت، بعد از مرحله اکتشاف، استخراج و فرآوری محصولات
خود به فکر بازاریابی در کشورهای مصرف کننده افتاد. ما در اولین گامهای بازرگانی
خود خیلی زود متوجه شدیم علیرغم داشتن منابع غنی موادمعدنی ایران هنوز فعالیت
سیماتیک، منسجم، هدفدار و با مدیریت واحد و یکپارچه برای فروش در کشور انجام
نگرفته است. حتی در مواردی باعث سوء استفاده شرکتها و خریداران خارجی و خسران
تولیدکنندگان ایرانی شده است. حتی خسران فروش معادن دولتی. برای همین ما برای قسمت
فروش ارزش بسزایی قائل شدیم و عضو سایتهای بسیار فعال در این خصوص شدیم و به یاری
خداوند بعد از گذشت 4 سال، یکی از تخصصی ترین شرکتهای صادرکننده موادمعدنی ایران
شدیم که درنهایت باعث ارزآوری به داخل مملکت، توسعه کار و کارآفرینی برای نیروهای
مستخدم شرکت و انبوهی از مشاغل جانبی مربوط به آن ازقبیل شرکتهای حمل و نقل زمینی
و دریایی گردید. بطور مثال ما طرف قرارداد دائم کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران برای
حمل دائم محصولاتمان بصورت کشتی های چارتر و حمل کانتینری می باشیم. حمل و نقل
زمینی ما بالغ بر 300 کامیون مخصوص حمل و نقل موادمعدنی می باشد و با توجه به
اینکه صادرات ما از طریق اسکله شهید رجایی بندرعباس انجام می شود اقدام به تهیه و
ساخت انبار، راهاندازی تجهیزات تخلیه و بارگیری و تعلیم نیروهای متخصص در
بندرعباس نمودیم و هماکنون جزئ معدود شرکتهایی هستیم که تمامی مراحل استخراج،
بهرهبرداری، فرآوری حمل زمینی تا بندرعباس، انبار، دپوسازی، اجاره کشتی، عملیات
بارگیری کشتی تا اتمام مسئولیت فروش بصورت CFR به End Users را خودمان انجام می دهیم و درنهایت به
عنوان اهداف عالیه شرکت امید داریم به اتکاء به عنایات خداوند و حمایتهای دولت تا
بتوانیم در عصر تولید محصولات میانی و نهایی فولاد سرمایهگذاری نمائیم. مانند
کوره های کوچک احیای مستقیم، چیزی که درنهایت می توانیم به عنوان عوامل موفقیت خود
بشماریم بهترتیب:
1. اتکاء و توکل بر خدا
2. پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر و هوش همراه با هدفدار بودن و مطالعه قبل از
اقدام
3. ایجاد انگیزه کار و فعالیت در همسر و همراه نمودن وی با خود و حفظ آرامش
در خانواده
4. رشته تحصیلی مدیریت بازرگانی و فعال بودن در دوران تحصیل دانشگاهی، همزمان
با تحصیل کار می کردم و بسیار مطالعات غیردرسی داشتم.
5. تجربیات متنوع و بسیار درخصوص تجارت خرد و کلان
6. ریسک پذیری بالا و جسارت
7. استفاده از نیروها و پتانسیلهای حول و حوش و اطراف
8. امید و نهراسیدن از شکست
9. فکر و اندیشه مثبت و خلاق داشتن
و می توانم بگویم پول نقش چندانی ندارد چون من بدون سرمایه و با رقم منفی شروع
کردم، ایمان دارم سرمایه اصلی در وجود خود انسان است و آن قدرت اندیشه است. این را
هم در پایان بگویم همیشه در هر رشته ای یک فرد موفق باید بخواهد که بهترین باشد